حدیثی زیبا از امام رئوف
1398/04/23

از کوچه ای می گذشتم. دو نفر با هم درگیر و گلاویز شده بودند. جار و جنجال و قیل و قال، کوچه را پر کرده بود. گامی پیش نهادم و آن دو را به دوری از تشویش و سر و صدا فرا خواندم. از آنان خواستم که مشکل شان را بدون دعوا و با ملایمت و صفا حل کنند.

یکی از آن دو فریاد کشید: اصلاً تو می دانی دعوای ما بر سر چیست؟

گفتم، نمی دانم و چندان هم مایل نیستم که بدانم. آنچه من می دانم اهمیت مدارا و دوری از پرخاشگری و دعواست!

گفت: همین دیگر! اگر کسی حق شما را خورده بود و پول شما را برده بود، چنین سفارشی به من نمی کردید. خیال کرده، پدرش را در می آورم! این را که گفت به سوی فرد مقابلش حمله ور شد و ضمن پریدن به او، باب فحاشی را هم باز کرد...

5d26c142da4b1.jpg

با هر زحمتی که بود به کمک مردم، آن دو نفر را از قله های خشم پایین آوردیم و بر سریر صلح و صفا نشاندیم و راهی برای حل مشکل آنان پیدا کردیم. رعد خروشان غضب که پایان یافت و ابر رحمت و نرمی، به آرامی باریدن آغازید، پس از ادای سخنانی چند و بیان تجربه و پند، سخنی گران قدر از مولای هشتمین، فروغ خدا در روی زمین، برای آن دو، بیان کردم.

گفتم امام رضای ما- که درود فرشتگان خدا و همه انسان ها به پیشگاه آن والا- می فرماید: «مؤمن هرگاه خشمگین شود، خشم او وی را از حق خارج نمی سازد و زمانی که خشنود گردد، خرسندی اش او را به باطل نمی کشاند و هرگاه توانایی بیابد، بیش از حق خویش نمی گیرد.[1]

منبع: ماهنامه زائر (247)، جواد نعیمی