۱۲ اصل عدالت‌خواهی
1397/09/14

 نیروهای مؤمن و انقلابی برای مطالبه عدالت، چه موضوعاتی را باید رعایت کنند؟

«عدالتخواهی» همواره یکی از توصیههای رهبر انقلاب به جوانان مؤمن و انقلابی و آحاد ملت بوده است. اما عدالتخواهی هم مثل هر امر اجتماعی دیگری، ممکن است دچار آفات و آسیبهایی شود. بنابراین لازم است تا مسیر مطالبه و طریق طلب آن بر مبنای معیارهای صحیح، دانسته و سپس پیموده شود. «خط حزبالله» در اطلاعنگاشت زیر، برخی از الزامات و چارچوبهای اساسی عدالتخواهی را در منظومهی فکری رهبر انقلاب مورد بررسی قرار داده است.
 
1-نیازمند «نظریه جامع عدالت» هستیم
اداره‌ی کشور نیاز دارد به اینکه به یک جمع‌بندی قوی و متقن و مستدل در باب عدالت اجتماعی برسد که بتواند بر اساس آن جمع‌بندی، برنامه‌های بلندمدت را طراحی کند. بعد از آنکه ما به یک نظریه‌ی متقن و جمع‌بندی شده‌ای در باب عدالت رسیدیم، تازه برای پیدا کردن شیوه‌های اجرا و تحقق آن در جامعه، به بحث‌های کاربردی نیاز داریم؛ که این خودش پژوهش‌های فراوانی را دنبال خواهد کرد. آن وقت در اینجاست که ما می‌توانیم از تجربیات بشری استفاده کنیم. ۲۷/۲/۹۰
 
2-شعار عدالت را تقویت و همگانی کنید اما...
هرچه می‌توانید، شعار اصلی عدالت و آنچه را مربوط به عدالت است، تقویت و همگانی و در ذهن‌ها تعمیق کنید و روی پشتوانه و فلسفه‌ی فکری آن کار کنید - اینها لازم است - اما کاری نکنید که مخالفان شما این تردید را دامن بزنند که آیا نظام اسلامی می‌تواند؟ آیا نظامی اسلامی توانسته؟ البته که می‌تواند؛ البته که توانسته! مدعی دستگاه‌های مختلف از لحاظ کارآمدی، خودِ بنده هستم. من دائماً نسبت به کارآمدی، از اینها سؤال و مطالبه می‌کنم؛ اما بنده اعتقادم این است که نظام اسلامی از همه‌ی دولت‌هایی که در دوران استعمار و دوران نزدیک به استعمار در کشور ما وجود داشته، قویتر عمل کرده است. ۱۰/۸/۸۳
 
3-دانشجویان درباره عدالت اجتماعی بیندیشند
وقتی که مسأله عدالت اجتماعی در کشور مطرح میشود، دانشجو باید از این مسأله حمایت کند. عدالت اجتماعی، آن چیزی است که حتی کسانی که اصرار داشتند شعار عدالت اجتماعی را به دلایل سیاسی و با انگیزه‌های گوناگون کمرنگ کنند، بالاخره نتوانستند؛ مجبور شدند عدالت اجتماعی را مطرح کنند. در دنیا، غیر از مستکبران و زورگویان و چپاولگران عالم، هیچ انسانی نیست که به عدالت اجتماعی و شعار آن پشت کند. این شعار در کشور مطرح می‌شود؛ چه کسی باید از این شعار حمایت کند؟ چه کسی باید بیشتر از همه درباره آن بیندیشد؟ چه کسی باید برای آن کار کند و درباره راه‌های تأمین آن، تحقیق و بحث کند و میزگرد بگذارد، غیردانشجویان؟ ۱/۹/۷۸
 
4-انسانی که با تقوا نیست نمیتواند منشاء عدالت اجتماعی باشد
در هر انسانی، عدالت شخصی و نفسانی او، پشتوانه‌ی عدالت جمعی و منطقه‌ی تأثیر عدالت در زندگی اجتماعی است... هرکس که بخواهد در محیط زندگی مردم منشأ عدالت شود، اول باید در درون خود تقوای الهی را رعایت کند. انسانی که مراقب خود نیست و در عمل و کلام و زندگی شخصی خود دچار بی‌عدالتی و بی‌تقوایی است، نمی‌تواند در محیط جامعه منشأ عدالت اجتماعی باشد. ۲۶/۱۲/۷۹
 
5-شاخص عدالت، قانون است
معیار و شاخص عدل هم عمل به قانون است. اگر عمل فرد، جمع، منطبق به قانون شد، این عدالت است؛ اگر از قانون انحراف پیدا کرد، این بی‌عدالتی است. و قانون هم در نظام اسلامی، قانون اسلامی است. البته در مجموعه‌ی قوانین ما ممکن است قوانینی باشند که صددرصد با احکام اسلامی منطبق نباشند، یا قوانینی که از قبل مانده‌اند یا برخی قوانین دیگر، که اینها بایست اصلاح بشود. معیار، این است که بر طبق قانون عمل بشود. عدل، اینجا تحقق پیدا می‌کند. ۷/۴/۸۸
 
6-عدالت بدون معنویت، یک «شعار توخالی» است
اگر معنویت با عدالت همراه نباشد، عدالت می‏شود یک شعار توخالی. خیلی‏ها حرف عدالت را می‏زنند، اما چون معنویت و آن نگاه معنوی نیست، بیشتر جنبه‏ی سیاسی و شکلی پیدا می‏کند. ۱۶/۶/۸۸ اگر معنویت نشد، عدالت تبدیل می‏شود به ظاهرسازی و ریاکاری؛ اگر عقلانیت نشد، عدالت اصلًا تحقق پیدا نمی‏کند و آن چیزی که انسان تصور می‏کند عدالت است، می‏آید و جای عدالت واقعی را می‏گیرد. بنابراین معنویت و عقلانیت در تحقق عدالت شرط است. ۲/۶/۸۷
 
7-اگر عقلانیت نباشد؛ عدالت، «ضد عدالت» میشود
اگر عقلانیت در عدالت نباشد، گاهی اوقات عدالت به ضد خودش تبدیل می‏شود؛ اگر درست در باب عدالت محاسبه نباشد. خیلی از کارها را گاهی بعضی از این گروه‏های تند و افراطی توی این کشور به عنوان عدالت کرده‏اند، که ضد عدالت شده. اتفاقاً حالا همان تندی‏های آن حضرات موجب شده که خود آن‏ها صد و هشتاد درجه گرایش‌هایشان عوض بشود! جور دیگری حرف بزنند، جور دیگری فکر کنند، جور دیگری عمل بکنند. ۱۶/۶/۸۸ اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به کار گرفته نشود، انسان به گمراهی و اشتباه دچار می‏شود؛ خیال می‏کند چیزهایی عدالت است، درحالی‏که نیست؛ و چیزهایی را هم که عدالت است، گاهی نمی‏بیند. ۸/۶/۸۴

8-منظور از عقلانیت، محافظه کاری نیست
عقلانیت و محاسبه که می‏گوییم، فوراً به ذهن نیاید که عقلانیت و محاسبه به معنای محافظه‏کاری، عقل‏گرایی و تابع عقل بودن است. عاقل بودن و خرد را به کار گرفتن با محافظه‏کاری فرق دارد. محافظه‏کار، طرف‏دار وضع موجود است؛ از هر تحولی بیمناک است؛ هرگونه تغییر و تحولی را برنمی‏تابد و از تحول و دگرگونی می‏ترسد؛ اما عقلانیت این‏طور نیست؛ محاسبه‏ی عقلانی گاهی اوقات خودش منشأ تحولات عظیمی می‏شود. انقلاب عظیم اسلامی ما ناشی از یک عقلانیت بود. بنابراین عقلانیت با محافظه‏کاری فرق دارد. محاسبه‏ی عقلانی را با محاسبه‏ی محافظه‏کارانه به‏هیچ‏وجه مخلوط نکنید؛ این‏ها دو چیز است. ۸/۶/۸۴
 
9-نباید به اسم عدالتخواهی، اخلاق را زیر پا گذاشت
اگر به نام عدالت‌خواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالت‌خواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما می‌دانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. ۱۴/۳/۹۰
 
10-کار را بی جنجال پیش ببرید
من در همان نامه‌ی هشت مادّه‌ای هم همین سفارش را کرده بودم؛ گفتم کار را بی‌جنجال پیش ببرید. ما می‌خواهیم حقیقتاً با فساد مبارزه شود؛ جنجال لازم نیست. بله، خبررسانی به مردم خوب است. وقتی کار تمام شده باشد، آن مقداری که لازم باشد، خبر رسانی شود. کار هم صورت می‌گیرد.

۲۲/۲/۸۲

11-انتقاد شخصی و مصداق سازی نکنید
گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‏سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه می‏کنید، اولًا احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من می‏بینم دیگر. من مواردی را مشاهده می‏کنم- نه در دانشگاه، در گروه‏های اجتماعی گوناگون- که روی یک مصداق خاصی تکیه می‏کنند؛ یا به‏عنوان فساد، یا به عنوان کج‏روی سیاسی، یا به‏عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلًا اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و می‏بینم این‏جوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه می‏کنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‏ای به دست می‏دهید برای اینکه آن زرنگ قانون‏دانِ قانون‏شکن- که من گفته‏ام قانون‏دانهای قانون‏شکن خطرناکند- بتواند علیه شما استفاده کند. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. ۱۴/۲/۸۷

12-خانگی برخورد کنید؛ نه بیگانهوار و معترض
این گفتمان را باید همه‏گیر کنید؛ به‏گونه‏ای که هر جریانی، هر شخصی، هر حزبی و هر جناحی سر کار بیاید، خودش را ناگزیر ببیند که تسلیم این گفتمان شود؛ یعنی برای عدالت تلاش کند و مجبور شود پرچم عدالت را بر دست بگیرد. اما در برخورد با آنچه شده، باید خانگی برخورد کنید؛ نه بیگانه‏وار و معترض. بالاخره کارهای زیادی انجام گرفته، احیاناً کوتاهی‏هایی هم شده؛ اما باید مشکل را حل کرد. نباید نتیجه‏ی قهری نحوه‏ی بیان این باشد که بعد از چندی انسان احساس کند که به کلّ مجموعه به‏شدت معترض است؛ نه، شما برای موفقیت کلّ مجموعه دارید تلاش می‏کنید؛ اصلًا همه‏ی تلاشتان این است که نظام را پیش ببرید. ۱۰/۸/۸۳